تبلیغات
khat khatihai man2 - بیدارم نکنید بذارید دیگر هیچگاه بیدار نشوم :(

khat khatihai man2

خط خطی های من

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ

بیدارم نکنید بذارید دیگر هیچگاه بیدار نشوم :(




دلم می خواهد بخوابم و دیگر بیدار نشوم....
 دلم میخواهد چشمانم را به دست سیاهی شب بسپارم و به عرش پرواز کنم ...
.
.
.
با صدای بلندی گفت: از کی خوابیدی؟
پتو رو دور خودم پیچیدمو به پهلو چرخیدمو توجهی به سوالش نکردم!!
بزور سعی کرد پتو رو ازم جدا کنه...اما من سفت پتورو گرفته بودم و با حرکتی که در لحظه اخر انجام داد سرم روی زمین و دوتا پام روی تخت بود
وقتی دید دیگه جوابی نمیدم و حرکت دیگه ای نکردم پتو رو ول کرد و از اتاق رفت بیرون انگار خیالش راحت شده بود که دیگه خوابم نمیبرهو درو بست ...
خودمو از روی زمین به روی تخت کشیدم و بعد با صدای نسبتا بلندی شروع به دادن فحش کردم :/ ... روانی دیونه ...با اعصاب خورد دوباره چشمامو بستم و سعی کردم دوباره خوابمو ادامه بدم ولی چن دقیقه ای که گذشت دیدم دیگه خوابم نمیبره، دستمو زیر بالشت کردمو و موبایلو دراوردم ..اوممم ساعت 5/45!!
اعصابم خورد شد  رفتمwcو وضو گرفتم و بعد چادرمو محکم از روی جالباسیم برداشتم و دوباره فحشی بهش دادم..نمازامو بسی تند خوندم..کمی که گذشت دفترهای خلاصه نویسیمو برداشتم و دروس امروزو پاکنویس کردم...سرم درد میکرد،چشامو بستم وصدای جارو برقی بلند شد:(
با خودم فکر کردم:یه عده ای هستن با رفتارشون ادمو اذیت میکنند تا جایی که ادم طاقتش تموم میشه اون وقته که دیگه ادم نمیدونه چی بگه و کم میاره ، دلش میخواد خودشو یه جوری خالی کنه ولی نمیتونه،گاهی شاید زیاد خوابیدنم دلیلش خستگی جسمم نباشه بلکه خسته از دنیای تکراری و ادم های تکراری و رفتارهای ...که ادم دلش میخواد بخوابه و هیچوقت دیگه چشماشو از هم باز نکنه ....




برچسب ها:خسته ام، برخورد ...،
[ سه شنبه 10 آذر 1394 ] [ 02:42 ب.ظ ] [ ღ princess ღ ] [ CM() ]